جشن ده روزه کتاب در ایران آن هم در میان اخبار ریز و درشت سیاسی و اقتصادی به روز پایانی خود رسید. جالب اینکه در روزگار تهدید برای تحریم و درست در روزهایی که خبر سهمیهبندی بنزین صفهای درازی را از سوی مردم شکل داد، مردم ترجیح دادند برای چیزی جز سوخت خودرو که دود میشود و بر هوا میرود برای رسیدن از جایی به جای دیگر روی زمین، برای خرید چیزی نیز صف بکشند که نه مثل سوخت یکبار مصرف است و نه دود میشود و به آسمان میرود و مخاطبش را هم نه روی زمین که به سمت آسمان حرکت میدهد.
دهمین روز از نمایشگاه کتاب تهران بار دیگر شاهد مخاطبانی بود که در زمانه تحریم و دلار برای خرید کتاب صف کشیده بودند. این صفها را باید پدیده سال جاری نمایشگاه کتاب دانست و نشانی از مخاطبانی که میدانند در دنیای کاغذ به دنبال چه هستند و آگاهانه و به دور از تصمیمهای احساسی قدم به نمایشگاه برای خرید کتاب میزنند.
روز گذشته صف خریداران تازهترین دفتر شعر سید حمیدرضا برقعی در کنار صفی که روزهای قبل از آن برای خرید دفاتر شعر علیرضا آذر و یا رستاک حلاج در نمایشگاه کتاب کشیده شد و البته نمونههای متاخر دیگری که روزهای پیش از این حضورشان در نمایشگاه کتاب باعث شور و شوق و صفآرایی مخاطبان برای داشتن نسخهای از آن شده بود نه تنها نوید پویایی و زنده بودن این بازار را علیرغم تمامی فشارهای وارد شده به آن میداد که حاکی از ظهور نسلی از مخاطبان بود که کتاب را نه در ایام نمایشگاه و نه با شرح و تفصیل ناشر که از دل صفحه صفحه محتوایش و پیش از برگزاری نمایشگاه انتخاب کرده و این فرصت ده روزه تنها بستری برای تهیه آن با قیمتی پایینتر است.
جان کلام اینکه شاید مهمترین درس این دوره از نمایشگاه برای بدنه نشر کشور که روز گذشته جلوهای تازه از خود به نمایش کشید، آشنایی و دیدار با طبقهای هوشمند از مخاطبان بود که هوشمند و آگاه به متن برای خرید آن دل به دریای نمایشگاه کتاب میزند.
جمعه پایانی نمایشگاه کتاب سی و دوم اما در مجموع روز چندان پرازدحامی برای نمایشگاه در تمامی ساعاتش نبود. بسیاری از ناشران پرمخاطب آثار خود را به تمامی به فروش رسانده بودند و البته گفتگو با برخی از آنها این گلایه را به همراه داشت که در وضعیت فعلی بازار بعید است بتوان کتابی را با حفظ کیفیت و قیمت تجدید چاپ کرد و همین مساله افسوس دیر رسیدگان به نمایشگاه کتاب را نیز با خود به همراه داشت به ویژه وقتی که با عبارت تمام شد فروشنده در قبال تقاضایشان روبرو میشدند.
نکته جالب توجه دیگر حضور بیسر و صدای بسیاری از مسئولان در نمایشگاه کتاب امسال بوده است به شکلی که روز گذشته عنوان شد که محمد نهاوندیان معاون اقتصادی رئیس جمهور نیز در روز پنجشنبه از نمایشگاه کتاب دیدار کرده است. وی در این دیدار که با همراهی سید عباس صالحی انجام شد، به ارزیابی شرایط کاغذ و مشکلات پیش آمده در این حوزه پرداخت.
بنا بر اعلام ستاد خبری سی و دومین نمایشگاه بینالمللی کتاب تهران در این دیدار صالحی شفافیت را مهمترین دستاورد ایجاد کارگروه کاغذ در وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی عنوان کرد و تاکید کرده است که تمام اقدامات انجام شده مورد نظارت وزارت ارشاد هستند و در طرف دیگر معاون اقتصادی رئیس جمهور نیز در این دیدار بعد از شنیدن سخنان وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی گفته است که قبلاً گزارشاتی مبنی بر عدم تخصیص منابع به طور صحیح بین فعالان حوزه نشر در اختیار ما قرار گرفته بود اما آنچه امروز شاهدیم وجود سامانهای متمرکز در وزارت ارشاد است که تمام فعالیتها به طور شفاف در آن درج میشود.
محمد نهاوندیان تاکید کرده است که ارز نیمایی به اقلامی اختصاص مییابد که گزارش شفافی ارائه کنند. نشستی هم به این منظور اختصاص تزریق ارز نیمایی در صنعت چاپ و نشر برگزار میکنم.
روزگذشته و به دنبال آن امروز بازار تخفیف در نمایشگاه کتاب نیز داغ داغ است. از سویی برخی ناشران شهرستانی و نیز ناشران داخلی با شگرد ارائه تخفیف بیشتر در صدد ایجاد راهی برای فروش بیشتر و هزینهکرد کمتر برای بازگرداندن آثار از نمایشگاه کتاب هستند و در مقابل برخی از ناشران نیز اعلام کردند که خلوتی نسبی روز شنبه را فرصت مغتنمی برای دیدار با مخاطبان خود دانسته و از آنها دعوت کردهاند که در روز پایانی نمایشگاه کتاب میهمان گپ و گعدههای جدی آنها شوند.
ماراتن یازده روزه نمایشگاه کتاب تهران به ساعتهای پایانی خود رسیده است؛ نمایشگاهی که روز گذشته و بنا بر اعلام قائم مقام نمایشگاه کتاب مشخص نیست سال آینده کی و کجا برگزار خواهد شد. دقایق و روز پایانی چنین رویدادی قطعاً برای عاشقان کتاب اتفاقی مغتنم و تکرار ناشدنی است که فرصت لمس آن را از دست نخواهند داد.